خواجه نصير الدين الطوسي

109

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

خوشاب كه اسم درّ يتيم « 1 » بر آن اطلاق توان كرد ، به وزن دو دينار و چهار دانگ و نيم 32 ، و او محتاج زر شد ، و مىخواست كه آن را در سرّ بفروشد . شخصى ( آن را ) « 2 » بپانصد دينار ( زر ) « 3 » بخريد . و بعد از « آن بمدّت دو سه « 4 » » روز جوهرى « 5 » آمد از قونيه ، و آن را بهفتصد و پنجاه دينار بخريد . چون ارزان خريده بود ، ارزان باز فروخت . و آن مشترى آن را به شهر قسطنطنيّه به مبلغ ده هزار دينار زر بريده « 6 » بفروخت . و حديث درّ يتيم كه در دست خلفاء عباسى بوده ( است ) « 7 » بسيار ديده‌اند ، در هر سالى يك روز عيد آن را پيش عمامه مىآويخته‌اند . و آن درّى بوده است مدحرج ، عيون ، نجم ، خوشاب سفيد ، باطراوت تنگ سوراخ ، مبرّا از عيب و نقصان « 8 » . و جماعتى مىگويند : وزن او شش مثقال بوده است . و جماعتى « 9 » سه مثقال مىگويند . و هيچ‌كس از جملهء جوهريان متقدّم و متأخر ، حكايت نكرده است كه چنان درّى ديده‌اند ، يا شنيده . و آن عديم المثل بوده ( است ) « 7 » . و نام آن درّ يتيم بوده ، و خلفاء بوجود آن مباهات ( و مفاخرت « 10 » ) مىنموده‌اند « 11 » از غايت عزّت وجود آن . و بهر وقت كه بار رسولان داده‌اند از پيش عمامه مىآويخته‌اند كه آن عمامه را رسولان خدمت مىكرده‌اند . و آن درّ را بحقيقت قيمت نبوده ( است ) « 12 » .

--> ( 1 ) - ن : يتيمى ( 2 ) - كلمهء ( آن را ) در م : نيست ( 3 ) - اين كلمه هم در م : نيست ( 4 ) - م ، ن : آن به دو سه ( 5 ) - ن ، ج : جوهريئى ( 6 ) - م ، ن ، ج : زر بربره - ع : زر بريده ( 7 ) - در م : اين كلمه نيست ( 8 ) - م : از عيوب و نقصان - ن ، ج : از عيوب و نقصها ( 9 ) - ع : و بعضى ( 10 ) - ( و مفاخرت ) فقط در ع : است ( 11 ) - م ، ن ، ج : كرده‌اند ( 12 ) - فقط در ع : است .